جمال الدين محمد الخوانساري
123
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5530 سبب الفرقة « 1 » الاختلاف . سبب جدائى اختلاف است يعنى مصاحبان ورفقا هر گاه با هم اختلاف كنند وموافقت ننمايند سبب جدائى مىشود ميانهء ايشان . 5531 سبب القناعة العفاف . سبب قناعت عفاف است ، يعنى باز ايستادن از آنچه حلال نباشد ، زيرا كه كسى را كه « عفاف » باشد چندان خواهشى نباشد وتواند قناعت كرد به آن چه ميسر باشد أو را . 5532 سبب الفجور الخلوة . سبب فجور خلوت است ، « فجور » بمعنى زنا وبرانگيخته شدن در معاصي هر دو آمده . وممكن است كه : مراد اين باشد كه خلوت وتنهائى گاهى آدمي را بفكر آنها مىاندازد وسبب آنها مىشود پس در چنين وقتي بايد كه ترك آن كند كه مبادا چنين شود . وممكن است كه : « حلوة » بحاى بي نقطهء مضموم باشد يعنى زن شيرين خوش آينده « 2 » ومراد اين باشد كه چنين زنان گاهى سبب فجور ميشوند پس آدمي بايد خود را نگاهدارد از نگاه كردن بزنان كه مبادا نگاه أو بچنين زنى افتد وسبب
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بكسر فاء ضبط كرده وتاكنون بصحت آن در جائى بر نخوردهام وگمان ميكنم كه سهوى باشد ناشى از طغيان قلم ، زبيدى در تاج العروس در مستدرك مادّهء ف ر ق گفته : « وممّا يستدرك عليه الفرقة بالضمّ مصدر الافتراق وهو اسم يوضع موضع المصدر الحقيقىّ من الافتراق ، وفارق الشيء مفارقة باينه والاسم الفرقة » ودر أقرب الموارد گفته : « الفرقة ( بالضّم ) اسم بمعنى الافتراق » ودر منتهى الإرب گفته : « فرقة بالضمّ جدائى ، اسم است مفارقت را » . ( 2 ) در منتهى الإرب گفته : « رجل حلو مرد سبك خوش آينده بچشم ، حلوون جمع ، حلوة مؤنث حلوات جمع » .